۱کمیته سیصد
کمیته ۳۰۰ یک نظریه توطئه است [ 1 ] که ادعا میکند گروهی قدرتمند توسط اشراف بریتانیا در سال ۱۷۲۷ تأسیس شده و بر جهان حکومت میکند. [ 2 ] طرفداران این نظریه که وجود کمیته را ادعا میکنند، معتقدند که این یک شورای بینالمللی است که سیاست ، تجارت ، بانکداری ، رسانهها و ارتش را برای تلاشهای متمرکز جهانی سازماندهی میکند
کردسیصد مرد، که همگی یکدیگر را میشناسند، سرنوشت اقتصادی قاره را هدایت میکنند و جانشینان خود را از میان محیط خود میجویند.
در واقع، راتناو در حال ابراز تاسف از پیامدهای الیگارشی این جمله بود و اشارهای به یهودی بودن «سیصد نفر» نکرد. با این حال، تا سال ۱۹۱۲، تئودور فریچ از این جمله به عنوان «اعتراف آشکار به هژمونی بیچون و چرای یهودیان» و به عنوان مدرکی مبنی بر اینکه راتناو « قیصر مخفی آلمان» است، استفاده کرد. این ایده پس از جنگ جهانی اول و انتشار پروتکلهای بزرگان صهیون محبوبیت بیشتری پیدا کرد . راتناو در نامهای در سال ۱۹۲۱ به این موضوع پرداخت و اظهار داشت که سیصد نفر مورد اشاره، رهبران دنیای تجارت بودند، نه یهودیان .
پس از ترور راتناو در ژوئن 1922، یکی از قاتلان او صراحتاً عضویت راتناو در «سیصد تن از بزرگان صهیون» را به عنوان توجیهی برای قتل ذکر کرد.
نوشت که این گروه همچنین ممکن است به عنوان "دست پنهان" شناخته شود، که توسط خانواده روتشیلد از سرمایهداران بینالمللی رهبری میشود و به طور نامنسجمی در اطراف بسیاری از موسسات بانکی ملی برتر و خانوادههای سلطنتی جهان مستقر است. [ 7 ] این نسخه از نظریه توطئه ادعا میکند که خانواده روتشیلد صرفاً بخشی از باشگاه هستند و نه رهبران
برای بسیاری از ما آشکار است که گردانندگان واقعی حکومت کشور ها، کسانی که در ظاهر بر اوضاع سیاسی و اقتصادی و امور داخلی و خارجی فرمان می رانند، نیستند. این نکته، مرا هم مانند بسیاری از مردم در پی یافتن حقیقت و جستجوی علل نارساییها در ایالات متحده بوده ام، به مقالات روزنامه ها یا نویسندگان ستونهای خبری متوسل ساخته بود . طبیعی است حقیقت در جای دیگری نهفته است .ام آوریل 1981 ، من مقالهء مستندی در باب افشای هویت باشگاه رم به عنوان یکی از اقمار کمیتهء 300 به رشته تحریر در آوردم . این نخستین اشاره به این دو سازمان در ایالات متحده به شمار می آمد . بسیاری از پیشبینی های مقاله 1981، مانند به قدرت رسیدن مرد گمنامی به فیلیپ گونزالس در اسپانیا ، برگشت میتران به صحنهء قدرت در فرانسه ، سقوط ژسکار دستن و هلموت اشمیت و همچنین بازگشت به قدرت اشرافی سویدی و عضو کمیته 300 ، اولاف پالمه ، عقیم شدن ریاست جمهوری ریگان و ... از ابتکارات کمیته 300 می باشد ، به حقیقت پیوسته است .
مشارکت حکومت پنهان جهانی ، در یک توطئه کاملا آشکار علیه خداوند و بشریت که انقیاد و آزار و قتل عام اکثر مردمان باقیمانده بر روی کرهء زمین ، از زمان جنگ را هدف قرار داده ، بر کسی پوشیده نیست . در جامعهء اطلاعاتی مرسوم است که برای پنهان نگاه داشتن یک موضوع محرمانه آن را در معرض دید باز قرار می دهند .
حکومت پنهان جهانی ، موازی با حکومت آشکار در سطح بالا ، بر خلاف انتظار از زیر زمینهای مرطوب و اطاقهای تاریک طبقات پایین ساختمان ها استفاده نمی کنند . بر عکس ، خود را در کاخ سفید و کنگره و در ساختمان شماره 10 خیابان داونینگ و ساختمان های مجلس به نمایش می گذارند . در واقع به آن « موجودات » عجیب الخلقه و وحشت آور فیلمهای داستانی شباهت دارد که با قیافه های ناهنجار و مو های ژولیده و اندامهای دراز ، به روی همه چیز می لولند . در دوران جدید ، هیولای عجیب و موجود وحشت آور بر عکس ، لباسهای خوش دوخت بر تن می کند و در اتومبیلهای کشیده و گران قیمت به دفتر کار زیبای خویش به کاپیتول هیل می رود .
همهء این مردان در معرض دید قرار دارند . اینان بندگان « جهان تک حکومتی نظم نوین جهانی » هستند . به متجاوزین به ناموس شباهت دارند که حتی ممکن است قربانی خود را سوار بر اتومبیل نموده و تا محل تجاوز ، محترمانه و مودبانه راهنمایی نمایند . در چنین حالی ، آنان به هیچ روی عجیب و خطرناک به نظر نمی رسند . چه در غیر اینصورت ، قربانی از وحشت فرار را بر قرار ترجیح خواهد داد . بطور نمونه ، پرزیدنت بوش ، در نگاه اول ، به خادم بدون ارادهء حکومت پنهان موازی شباهتی ندارد . ولی هرگز اشتباه نکنید ، او به همان اندازهء موجودات عجیب الخلقهء فیلمهای وحشت آور ، عجیب و خطرناک است .
برای لحظه ای به دستور کشتار بیرحمانهء بوش فکر کنید که چگونه یکصد و پنجاه هزار نفر از سربازان عراقی را که در کامیونها با پرچمهای سفید ، بر طبق مقررات کنوانسیون ژنو در حال برگشت و عقب نشینی به کشور شان بودند ، قتل عام نمود .
وحشت سربازان عراقی را در حالی که به اتکاء پرچمهای سفید خود ، به سوی خانه و کاشانهء خود روان بودند ، ولی ناگهان مورد حملهء هوایی امریکاییان قرار می کیرند ، مجسم نمایید . در قسمت دیگری از جبههء مقدم جنگ ، یکصد و بیست هزار نفر از سربازان عراقی در گودالی که در آن مشغول جنگیدن ، زنده زنده مدفون شدند . آیا در مفهوم واقعی، این همان روش موجودات وحشت آفرین عجیب الخلقه نیست ؟ آیا پرزیدنت بوش دستور خود را برای چنین اقدام وحشت آوری از کجا دریافت نموده است ؟ بله ، او دستورات خویش را از موسسهء سلطنتی بین المللی که آن نیز به نوبه خود ، زیر فرمان کمیته 300 قرار دارد و به المپین ها معروف می باشد دریافت داشته است ....
کمیته 300 ، از نزدیک به یکصدوپنجاهسال پیش فعالیت خود را آغاز نموده ، اما شکل کنونی خویش را از سال 1897، یعنی حدود 95 سال پیش بدست آورده است . کمیته همواره دستورات خود را از مجراهای غیر مستقیمی ، همانند موسسهء سلطنتی روابط بین المللی صادر می کرده است . هنگامی که مقرر گردید یک نیروی برتر، ادارهء امور اروپا را زیر نظر بگیرد ، موسسهء سلطنتی روابط بین المللی ، موسسهء تاویستاک را بوجود آورد که این موسسه هم به نوبه خود ، دست به تشکیل سازمان ناتو زد . اعتبارات سازمان ناتو به مدت پنج سال به وسیلهء صندوق پول آلمانی مارشال تامین می شد ....
تذکر : آنچه در بالا خواندید بخشی از ابتدای فصل اول کتاب کمیته 300 دکتر جان کولمن بود. دکتر جان کولمن ، زادهء آمریکا و تبعه بریتانیا و افسر برجسته MI6 بوده که مدت بیست و پنج سال نقش دیده بان از تاریکی را به عهده گرفته و با ارتباطی که از آن زمان ، با عوامل پنهان و آشکار داشته ، توانسته گوشه ای از کوشش های این موجویت عجیب به نام « کمیته 300 » را بر ملا سازد .
۲سازمان بهداشت جهانی_سازمان ملل
اساسنامهٔ سازمان جهانی بهداشت هدفش را دستیابی مردم به بیشترین سطح سلامت ممکن بیان میکند. وظیفهٔ اصلی این سازمان مبارزه با بیماریها مخصوصاً بیماری عفونی شایع و ارتقاء سلامت عمومیسازمان جهانی بهداشت یکی از نخستین آژانسهای سازمان ملل متحد است و اساسنامهٔ آن رسماً در اولین روز بهداشت جهانی (۷ آوریل سال ۱۹۴۸)، زمانی که توسط ۲۶ کشور از اعضای سازمان ملل تصویب شد به کار بسته شد. پیش از این موضوع، فعالیتهای مذکور و باقی فعالیتهای سازمان بهداشتِ جامعه ملل، تحت کنترل کمیتهای موقتی بود. این کمیتهٔ موقتی حاصل کنفرانس بینالمللی سلامت (در تابستان سال ۱۹۴۶) بود. عملیات واگذاری مسئولیتها به تصویب مجمع عمومی رسید. سرویس بیماریهای واگیر فرانسه (OIHP) نیز به کمیتهٔ موقتی سازمان بهداشت جهانی در ۱ ژانویه ۱۹۴۷ پیوست.
وظایف و مأموریتها
ویرایش
WHO علاوه بر هماهنگکردن تلاشهای بینالمللی برای پایش بیماریهای عفونی، مانند مالاریا و ایدز از برنامههایی برای پیشگیری و درمان چنین بیماریهایی حمایت میکند. این سازمان از تولید و توزیع واکسنهای مؤثر و بیخطر، شیوههای تشخیصی داروها حمایت میکند. WHO علاوه بر مأموریتهای فوق بر اساس پیمانهای بینالمللی میتواند مأموریتهای جدیدی را نیز به عهده گیرد.
سازمان جهانی بهداشت همچنین متولی طبقهبندی بینالمللی آماری بیماریها یا ICD است که دهمین تجدید نظر در آن در سال ۱۹۹۲ منتشر شد. از دیگر کارهای WHO میتوان به تعریف بسته مراقبتهای اولیه سلامت یا PHC (به انگلیسی: Primary Health Care) و ایجاد ساختارهای انگیزشی مالی و غیر مالی جهت ترغیب کشورها در اعمال برنامههای بهداشتی در سطح کلان میباشد.
کشورهای عضو سازمان جهانی بهداشت نمایندگانی به «مجمع جهانی بهداشت» میفرستند، که ارگان اصلی تصمیمگیری این سازمان است. این مجمع هر سال در ماه مه تشکیل جلسه میدهد و علاوه بر تعیین دبیرکل سازمان برای پنج سال، سیاستهای مالی سازمان را بررسی میکند و بودجههای پیشنهادی برنامهها را بازبینی و تأیید میکند.
مجمع همچنین ۳۶ عضو خود را به عنوان هیئت اجرایی برای سه سال برمیگزیند تا تصمیمات و سیاستهای مجمع را به اجرا درآورند و به مشاوره دادن و تسهیل کارها بپردازند.
همه اعضای سازمان ملل میتوانند عضو سازمان جهانی بهداشت شوند. سایر کشورها در صورتی که تقاضای عضویتشان به تصویب اکثریت مجمع عموم جهانی بهداشت برسد، میتوانند عضو شوند.
۱۹۳ کشور در حال حاضر عضو WHO هستند. تمام اعضای سازمان ملل به جز لیختناشتاین عضو سازمان جهانی بهداشت هستند. دو کشور غیر عضو سازمان ملل نیووی (Niue) و جزایر کوک هم عضو WHO هستند.
WHO دارای شش دفتر منطقهای آفریقا (برازاویل، کنگو)، آمریکا (واشینگتن دیسی، ایالات متحده)، مدیترانه شرقی (قاهره، مصر)، اروپا (کپنهاگ، دانمارک)، جنوب شرق آسیا (دهلی نو، هند) و غرب اقیانوسیه (مانیل، فیلیپین) است که تا حد زیادی دارای خود مختاری هستند و هرکدام کشورهای منطقه خود را پوشش میدهند.
رئیس این دفترها که مدیر منطقهای نام دارد به وسیلهٔ «کمیته منطقهای» برای پنج سال انتخاب میشود. هر کمیته منطقهای از وزاری بهداشت کشورهای عضو تشکیل میشود. علاوه بر این سازمان جهانی بهداشت در ۱۴۷ دفتر کشوری و رابط را در همه این مناطق اداره میکند. معمولاً در پایتخت هر کشور یک دفتر وجود دارد که ممکن است دفاتر اقماری در سایر مناطق کشور را سرپرستی کند.
دفتر کشوری را یک پزشک تعلیمدیده با عنوان «نماینده سازمان جهانی بهداشت» اداره میکند که ملیت کشور مربوط را ندارد. دبیرکل کنونی سازمان جهانی بهداشت، آقای تئودور آدهانوم از کشور اتیوپی است.
با شیوع کروناویروس
، عملکرد سازمان جهانی بهداشت مورد انتقاد قرار گرفت. از زمان پخش خبر گسترش این ویروس در چین، تدروس ادهانوم
دبیرکل سازمان جهانی بهداشت همواره مدافع عملکرد حکومت چین، دربارهٔ کروناویروس بود. دفاعیات سازمان جهانی بهداشت از استانداردهای چینی، هنگامی انجام شد که در همان دوران، انتقادات بسیاری دربارهٔ عملکرد دولت چین، در قبال همهگیری ویروس در سطح جهان مطرح بود. این انتقادات ادامه یافت و دونالد ترامپ
در یک پیام توییتری
نوشت: «سازمان جهانی بهداشت واقعاً بد عمل کردهاست. این سازمان که معمولاً توسط ایالات متحده تأمین مالی میشود، هماکنون به دلایلی بسیار چین
محور شدهاست». این سازمان حتی به آمریکا پیشنهاد داد که مرزهایش را به سوی چین باز نگه دارد که با مخالفت روبرو شد. تدروس ادهانوم، دبیرکل سازمان جهانی بهداشت به این انتقادات با همان موضع پیشین خود پاسخ داد و در یکی از گفتههایش اعلام داشت که «این ویروس را سیاسی نکنید». بر اساس گزارشها، در صورتی که دونالد ترامپ تهدید پیشین خود را عملی کرده و بودجهٔ پرداختی ایالات متحده برای مبارزه با این بیماری، به سازمان جهانی بهداشت را حذف کند، فاجعهای روی خواهد داسازمان جهانی بهداشت به همراه فعالیت های خود یک جشنواره فیلم
تحت عنوان The Health for All Film Festival (HAFF) را از سال 2020 شروع کرد که افراد را به آگاهی رسانی، فهم بیشتر و تغییر رفتار مثبت سوق دهد. هر ساله شرکت کنندگان از 110 کشور در چهار بخش پوشش همگانی سلامت (به انگلیسی: Universal Health Coverage) و اورژانس، سلامت مهاجران و پناهندگان (به انگلیسی: Emergencies, Migrants and Refugees Health) و سلامتی و فعالیت بدنی بهتر (به انگلیسی: Better Health and Physical Activity) و فیلم های خیلی کوتاه (به انگلیسی: Very Short Film) با هم به رقابت می پردازندسازمان ملل متحد نهاد بینالمللی است که برای حفظ صلح و امنیت جهانی، توسعه همکاریها و حقوق بشر تأسیس شده است. کشورهای جهان از جمله ایران در آن عضو هستند و این سازمان نقش مهمی در هماهنگی دیپلماسی بینالمللی و ارتقای روابط میسازمان ملل، پس از پایان جنگ جهانی دوم، به هدف جلوگیری از جنگ در آینده، جایگزین جامعه ملل شد. در ۲۵ آوریل ۱۹۴۵، ۵۰ کشور در سانفرانسیسکو، تهیه پیشنویس منشور سازمان ملل را آغاز کردند که در ۲۵ ژوئن همان سال به تصویب اعضا رسید. از ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵، سازمان ملل با عضویت ۵۱ کشور شروع بهکار کرد. سازمان و روال حاکم بر فعالیت آن نشان از شرایط جهانی پس از جنگ دوم دارد.[۴][۵]
سازمان ملل دارای شش ارگان اصلی است: مجمع عمومی، شورای امنیت، شورای اقتصادی و اجتماعی، شورای قیمومت، دیوان بینالمللی دادگستری و دبیرخانه. علاوه بر این، نظام سازمان ملل متحد شامل سازمانهای تخصصی، توافقنامهها و برنامههای جهانی مانند گروه بانک جهانی، سازمان جهانی بهداشت، برنامه جهانی غذا، یونسکو و یونیسف است. شورای امنیت، نیرومندترین نهاد سازمان ملل، پنج عضو دائمی دارد که در تصمیمات این شورا، حق وتو دارند.
اصطلاح «ملل متحد» را نخستین بار فرانکلین روزولت، رئیسجمهور آمریکا در جریان جنگ جهانی دوم برای اشاره به متفقین بکار برد. نخستین کاربرد رسمی این اصطلاح در بیانیه اول ژانویه ۱۹۴۲ ملل متحد بود که در آن متفقین از مفاد منشور آتلانتیک پشتیبانی و اعلام کردهبودند که از صلح جداگانه با نیروهای محور خودداری خواهند کرد.
اندیشه ایجاد سازمان ملل متحد در کنفرانسهای مسکو، قاهره و تهران در سال ۱۹۴۳ دقیقتر شد. از اوت تا اکتبر ۱۹۴۴ نمایندگان آمریکا، شوروی، بریتانیا، فرانسه و جمهوری چین در کنفرانس دامبارتن اوکس در واشینگتن دی. سی، بر روی برنامههای تشکیل سازمان ملل کار کردند. بیشتر بحثهای این کنفرانس در مورد نقش اعضای سازمان و شرایط دعوت از آنها بود. سپس در آوریل ۱۹۴۵ در کنفرانس سان فرانسیسکو تکلیف حق وتو برای پنج عضو شورای امنیت تعیین شد. در پایان در ۲۴ اکتبر ۱۹۴۵ منشور ملل متحد به امضای ۵۰ کشور رسید و سازمان ملل متحد رسماً تشکیل شد (لهستان در کنفرانس شرکت نداشت ولی جایی برای آن در نظر گرفته شد و سپس منشور را امضا کرد).
سال ۲۰۰۶، ۱۹۳ کشور
عضو سازمان ملل بودهاند (واپسین کشور عضو سودان جنوبی
میباشد) که تقریباً همه کشورها را دربر میگیرد. از جمله کشورهای مهم غیرعضو میتوان به جمهوری چین
(تایوان
) اشاره کرد که کرسی آن در سال ۱۹۷۱ به کشور جمهوری خلق چین
داده شد. سریر مقدس
(اسقفنشین شهر رم) نیز فقط عضو ناظر این سازمان است. از عضویتهای پر سر و صدا نیز میتوان به عضویت فلسطین
که با سخنرانی یاسر عرفات
در محل مجمع عمومی انجام گرفت اشاره کرد. پس از هجوم طالبان (۱۴۰۰)
، طالبان
به عنوان نماینده افغانستان
در این سازمان عضویت ندارد و تلاشهای طالبان
برای حضور در این سازمان بینتیجه بوده استساختمان ستاد فعلی سازمان در نیویورک و طی سالهای ۱۹۴۹ و ۱۹۵۰ در کنار ایست ریور بنا شده است. زمین این ملک را جان دی. راکفلر جونیور به قیمت ۵/۸ میلیون دلار خریداری کرد و فرزندش نلسون راکفلر را به عنوان مشاور عالی سازنده بنا در سال ۱۹۴۶ منصوب کرد و آن را به سازمان ملل اهدا نمود.
گروهی از معماران بینالمللی طراحی آن را انجام داده و تأیید کردند که از جمله آنها میتوان به می کی بوزیر سوئیسی و اسکار نیمیر برزیلی و برخی از نمایندگان سایر کشورها اشاره کرد. رهبری این تیم معماری به عهده والاس هریسون بود. در مورد رهبری وی هنوز هم مناقشاتی وجود دارد. این ستاد بهطور رسمی در ۱۹ ژانویه ۱۹۵۱ افتتاح گردید. با وجودی که مقر اصلی سازمان ملل در نیویورک واقع شده است، نهادهای مهم وابسته به آن در لاهه، ژنو، وین، مونترال، کپنهاگ، بن و رم دایر شدهاند.
دفاتر سازمان ملل از شخصیت حقوقی مجزایی برخوردار نیستند ولی از جهاتی دارای برخی استقلالها هستند. برای مثال بر اساس موافقت رسمی کشورهای میزبان، مدیریت پستی سازمان ملل متحد میتواند اقدام به چاپ تمبر برای مراسلات محلی نماید. از سال ۱۹۵۱ دفتر اصلی سازمان ملل، از سال ۱۹۶۹ دفتر ژنو، و از سال ۱۹۷۹ دفتر وین مجاز به چاپ تمبر برای خود شدهاند. همچنین سیستم ارتباط دور سازمان ملل نیز مستقل عمل میکند و هر یک از مقرهای ژنو، نیویورک و وین اینک بهطور غیررسمی در تلاش برای راهاندازی رادیوی مستقلبه مرور زمان بنای اصلی رو به فرسودگی نهاده و بنا بر اِین مقرر شده طراحی ساختمان موقت جدیدی توسط فومی هلیکو ماکی در بین خیابانهای ۴۱ و ۴۲ در بزرگراه اول منهتن آغاز شود تا ساختمان فعلی گسترش یافته و ترمیم شود.
دفتر سازمان ملل متحد در ژنو مقر اروپایی این سازمان است. پیش از سال ۱۹۴۹ امور اروپایی سازمان در شهرهای مختلف مثل نیویورک و لندن انجام میگرفت.
بودجه سازمان را کشورهای عضو بر اساس مشارکتهای داوطلبانه و برنامهریزی شده تأمین میکنند. دبیرخانه سازمان ملل بر اساس ارزیابیهای موسسات مالی حرفهای بودجه ۲ سالانه سازمان را تعیین و سهم هر کشور را اعلام مینماید. طرح بودجه به مجمع عمومی ارائه میشود. مجمع عمومی بودجه را تصویب و به کشورها ابلاغ مینماید. معیار محاسبه سهم کشورها تولید ناخالص ملی هر کشور است. به این ترتیب سهم اصلی را در تأمین بودجه سازمان کشورهای پرجمعیت و پیشرفته صنعتی دارند و کشورهای کوچک و جهان سومی بخش ناچیزی از هزینههای سازمان ملل را پرداخت میکنند.
مجمع سقف خاصی را برای پرداخت هر کشور در نظر گرفته است. در دسامبر سال ۲۰۰۰ در نظام تعیین بودجه تغییراتی حاصل شد و شرایط جهانی کشورها را هم در آن دخیل نمودند و سقف پرداخت بودجه از ۲۵ درصد به ۲۲ درصد کاهش دادند. ایالات متحده تنها کشوری است که مشمول این سقف پرداخت میشود که البته طبق برآوردها بالغ بر صدها میلیون دلار به سازمان ملل بدهکار است. طبق ارزیابیهای سال ۲۰۰۰ مهمترین کشورهای تأمینکننده بودجه سازمان ملل برای سال ۲۰۰۱ عبارتند از: ژاپن (با ۶۳/۱۹ درصد)، آلمان با (۸۲/۹ درصد)، بریتانیا با (۵۷/۵ درصد)، ایتالیا با (۰۹/۵ درصد)، کانادا با (۵۷/۲ درصد)، اسپانیا با (۵۳/۲) درصد، و برزیل با (۳۹/۲) درصد.[۷]
بودجه برنامههای خاص سازمان ملل که در بودجه معمول در نظر گرفته نمیشوند (مثلاً یونیسف یا صندوق توسعه انسانی ملل متحد از محل مشارکتهای داوطلبانه دولتها تأمین میگردد. برخی از این کمکها به صورت اهدای محصولات کشاورزی به مردم قحطی زده است ولی عمدتاً کمکهای مالی هستند.
سازمان ملل بخش عمدهای از نیاز خود به خدمات بانکی را از طریق بانک جیپی مورگان چیس برآورده میکند
بخش زیادی از فعالیتهای سازمان ملل در دستهبندی کلی «توسعه» قرار میگیرد. این شامل کارهایی مانند کاهش فقر، امنیت غذایی، تغییرات اقلیمی، برابری جنسیتی، مسکن، آموزش، اشتغال، زیرساخت، کاهش ریسک بلایا، بهداشت و واکنش اضطراری، آب و بهداشت محیط، ایمنی و پیشگیری از جرم، حکمرانی خوب، و توسعه دوران کودکی است.[۹]
کنفرانسهای بینالمللی
ویرایش
کشورهای عضو سازمان ملل و آژانسهای تخصصی آن به ارائه راهنماییها و اتخاذ تصمیماتی در جلسات سالانه و دورهای خود میپردازند. ادارهکنندگان جلسات از مجمع عمومی، شورای اقتصادی و اجتماعی و شورای امنیت و حتی همتایان این مجامع در سایر نهادهای وابسته به سازمان ملل هستند؛ مثلاً مجمع بهداشت جهانی و هیئت اجرایی بر سازمان بهداشت جهانی نظارتوقتی مسئله مهمی بروز کند مجمع عمومی با برگزاری گردهمایی بینالمللی توجه جهانیان را به آن جلب کرده و دربارهٔ نوع اقدام اجماع جهانی برای همکاری را بهدست میآورد. از جمله این مسایل میتوانیم به موارد زیر اشاره کنیم
• کنفرانس سازمان ملل در مورد محیط زیست و توسعه (کنفرانس زمین) در ریودو ژانیرو برزیل در ژوئن ۱۹۹۲ که به تشکیل کمیسیون توسعه پایدار انجامید تا نتایج کار در دستور جلسه ۲۱ یا همان متن نهایی توافق بین دولتها در کنفرانس سازمان ملل در مورد محیط زیست و توسعه را پیگیری نماید.
• کنفرانس بینالمللی جمعیت و توسعه در قاهرهمصر در سپتامبر ۱۹۹۴ که به تصویب برنامه عملکرد در جهت حل چالشهای روابط جمعیت و توسعه در ۲۰ سال آینده منجر شد.
• کنفرانس چهارم جهانی زنان در پکن، چین در سپتامبر ۱۹۹۵ که خواستار تسریع اجرای توافقنامههای تاریخی کنفرانس سوم جهانی زنان شد.
• کنفرانس دوم سازمان ملل در مورد مناطق مسکونی که در ژوئن ۱۹۹۶ در استانبولترکیه که مسائل مربوط به توسعه اسکان بشر و مدیریت آن در قرن ۲۱ را بررسی کرد.
سالها و ایام بینالمللی
ویرایش
سازمان ملل سالها را با نامهای بینالمللی مشخص نموده و هماهنگیهایی را در این ارتباط انجام میدهد تا تمرکز جهانیان را معطوف مسایل مهم نماید. استفاده از نمادهای سازمان ملل که به صورت لوگو سال طراحی میشوند و استفاده از زیرساختارهای این سازمان برای هماهنگی در واکنش به موضوعات جهانی سبب میشوند تا رسیدگی به برخی مسایل مهم جای شتاب بیشتری بگیرد. از جمله این رویکردها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
• سفیر حسن نیت یونیسف
• مراکز میراث جهانی یونسکو
• سفیر حسن نیت کمیساریای عالی سازمان ملل متحد برای پناهندگان (UNHCR)
کنترل تسلیحات و خلع سلاح
ویرایش
منشور سازمان ملل در سال ۱۹۴۵ صراحتاً در پی نظام قانونمندی بود که اطمینان دهد بخش بسیار ناچیزی از درآمدها و منابع اقتصادی کشورهای جنگ زده صرف تولید تسلیحات نظامی میشود. ابداع سلاحهای هستهای چند هفته پس از امضای منشور و طرح موضوع کنترل تسلیحات و خلع سلاح واقع گردید. در واقع اولین قطعنامه سازمان ملل در اولین نشست مجمع عمومی در ۲۴ ژانویه ۱۹۴۶ با عنوان تأسیس کمیسیون ویژه کشف انرژی اتمی بود که خواستار ارائه راهکار جهت مقابله با توسعه سلاحهای هستهای و کلیه جنگافزارهای کشتار جمعی شد.
سازمان ملل جلسات متعددی را با هدف رسیدگی به موضوعات خلع سلاح چند جانبه ترتیب داده است. مهمترین آنها شامل کمیته اول مجمع عمومی و کمیسیون خلع سلاح میباشند. مسایل مورد نظر در این کمیسیونها بررسی معاهده منع آزمایش سلاحهای کشتار جمعی، معاهده فضای بیرونی
زمین، معاهده منع تولید سلاحهای شیمیایی
، خلع سلاح هستهای
و سلاحهای متعارف، ایجاد مناطق عاری از سلاح هستهای، کاهش بودجه نظامی کشورها و تقویت امنیت بینالملل
بودند
۳رپتیال ها
رپتیلینها، خزندگان فرازمینی، خزندگان انساننما یا سوسمارهای انساننما (انگلیسی: Reptilians)، طبق یک نظریه توطئه، نوعی از موجودات هوشمند فرازمینی هستند. طبق این نظریه، رپتیلینها (موجودات خزندهٔ انساننما) توانایی تغییر شکل دارند و زمین را کنترل میکنند.
دیوید آیک از طرفداران این نظریه است و دربارهٔ نظریههای توطئه پژوهش میکند. طبق تخمینهای او، امروزه حدود صد میلیون نفر در سرتاسر جهان به این نظریه اعتقاد دارند. این نظریه یک نظریهٔ نیازمند اثبات است.چرا که اثبات این نظریه تنها در اوهام یا نظراتی که اهداف خاصی را دنبال میکنند ممکن است.
طبق باور برخی از طرفداران این نظریه توطئه، رپتیلینها زمانی که دچار افت انرژی میشوند، کنترلی بر خود ندارند و به طور ناخواسته تغییر شکل میدهند، اما به سرعت به حالت عادی خود برمیگردند و شبیه انسانها میشوند. همچنین رپتیلینها دارای حس غرور و تکبر و قدرتطلبی هستند و علاقه ندارند با انسانها ارتباط برقرار کنند. آنها علاقه دارند انسانها را به بردگی بگیرند و بر آنها تسلط داشته باشند و حکومت کنند.خزندگان فرازمینی، خزندگان انساننما، رِپتایلها، انسانهای مارمولکی یا رِپتیلینها (انگلیسی: Reptilians) مطابق ادعاهای این نظریه موجودات خزندهٔ انساننمای فضایی که قابلیت تغییر شکل دارند، در واقع زمین را در کنترل خود دارند. دیوید آیک از پیروان این نظریه است و در زمینهٔ نظریهٔ توطئه پژوهش میکند و طبق تخمینهایش امروزه حدود صد میلیون نفر در سرتاسر جهان به این نظریه اعتقاد دارند. این نظریه یک نظریهٔ نیازمند اثبات است ولی فیلم های زیادی در این مورد پخش شده که معلوم نیست واقعی هست یا نه.
رپتایلها یا خزندگان انسان نمای فرازمینی بر اساس یک نظریه خزندههای فرازمینی هستند که شکل و شمایل انسانها را دارند و در بین مردمان کره زمین زندگی میکنند.
بر اساس نظریه رپتایلها این موجودات خزنده انسان نما که فرازمینی باشند قابلیت تغییر شکل و ساختار فیزیکی دارند و یکی از باورها در رابطه با رپتایلها این است که رپتایلها درحال کنترل و تعیین سرنوشت کره زمین میباشند. به طوری که برخی حتی بر این باور میباشند که برخی سیاستمداران بزرگ جهان از جمله باراک اوباما رپتایل هستند.
البته لازم به ذکر است که نظریه رپتایل بودن سیاستمداران آمریکایی و… در جهان پرواضح است که به هیچ عنوان حقیقت نداشته و تنها ساخته و پرداخته مجلات زرد جهت جذب مخاطب حداکثری است.
آیا وجود خزندگان فرازمینی انسان نما یا رپتایلها حقیقت دارد؟
در پاسخ به این که آیا خزندگان فرازمینی انسان نما یا همان رپتایلها حقیقت دارند یا خیر باید به شما بگویم که من حقیقتاً نه میتوانم وجود رپتایلها را تایید کنم و نمیتوانم وجودشان را تکذیب کنم. ولی در این میان اسناد و مدارک بسیاری وجود دارند مبنی بر اینکه رپتایلها میتوانند وجود داشته باشند و یا اینکه حداقل در گذشته وجود داشته اند. وجود رپتایلها به این معنی نیست که آنان خود را به شکل انسان درآورده اند و… بلکه میتواند بدین معنی باشد که رپتایلها حداقل در گذشته دور در میان انسانها میزیسته و به یاری آنان میپرداخته اند. چنان چه در نقاشیهای باستانی و مجسمههای کشف شده متعلق به عصر باستان شاهد موجودات انسان مانندی هستیم که سرشان با انسان متفاوت است
بزرگترین و مستندترین سند مبنی بر وجود رفتارها مجسمهها و نقاشیهای باستان هستند. نقاشیها و مجسمههایی به شکل انسان با سر حیوان یا حیوان با سر انسان و مجسمههای دارای شکلهای عجیب و غریب که به باور من نمیتوانند ساخته و پرداخته تخیلات انسانهای آن زمان باشد. تصویرسازی و تصور چیزی که وجود ندارد بسیار سخت و مشکل است مخصوصاً برای مردم زمانهای باستان که مثل این زمان نبودند! منظورم از این زمان این است که ما انواع فیلمهای مختلف و داستانهای مختلف را در عصر حاضر مشاهده کردهایم و از این رو میتوانیم تصویرسازیهای ذهنی زیادی انجام داده و مجسمههایی دارای شکلهای مختلف بسازیم.
ولی این موضوع در رابطه با داستانی آن صدق نمیکند چرا که آنان هرگز همچین چیزهای تخیلیای را ندیده بودند که بخواهند آن را تصویرسازی نیز بکنند! مگر آنکه آنان مشاهدات واقعیای داشته و سپس با توجه به مشاهدات واقعی شان مجسمهها را ساخته اند! حتی یکی از آشکارترین نقش برجستهها متعلق به بنایی هستند که بر روی سر در آن تصاویر “تانک” , “هلیکوپتر” و یک “جت جنگی” یا “سفینه فضایی” حکاکی شده است! البته کلیپهایی نیز وجود دارند که لحظات وجود رپتایلها را شکار کرده اند و تنها کافی است در بخش ویدیوهای گوگل عبارت “رپتایل” را سرچ کنید تا مشاهده کنید!
آیا رپتایلها یا همان خزندگان انسان مانند فرازمینی در حال کنترل و تعیین سرنوشت کره زمین هستند؟
راستش را بخواهید در رابطه با این موضوع که آیا رپتایلها در حال کنترل و تعیین سرنوشت کره زمین میباشند باید بگویم راستش را بخواهید مستنداتی وجود دارند که حتی خودم را نیز به شک انداخته اند! یکی از مستنداتی که واقعاً من را به این شک انداخته است که شاید وجود رپتایلها حقیقت داشته باشد و این نیز حقیقت داشته باشد که آنها در حال کنترل و تعیین سرنوشت زمین هستند همین ویروس کرونا است! البته نه خود و ویروس کرونا بلکه کتاب “پیشگویی سیلویا براون” که شیوع ویروس کرونا را در سال ۲۰۲۰ پیش بینی کرده بود!
۴سیزده خاندان ثروتمندیهودی
این 13 خاندان بدنام شامل خاندانهای: روتشیلد، بروس، کوندیش (کندی)، مِدیچی، هانوفر، هابسبورگ، کروپ، پلانتاژنت، راکفلر، رومانوف، سینکلر (سنت کلر)، واربرگ و ویندسور هستند.این رو این خانواده از پیشوند «د» (de) و «فون» (Von) برای مشخص شدن اشرافیت خود استفاده میکردند. بارونها لقب خود را از امپراتور روم دریافت میکردند. در سال ۱۸۴۷ سر آنتونی د روتشیلد بارون در انگلستان شد. در سال ۱۸۸۵ ناتان مایر روتشیلد دوم (۱۸۴۰–۱۹۱۵) بارون شد.
خانواده روتشیلد نقش مهمی در صنعتی شدن اروپا داشت و نقش مهمی در ایجاد خطوط راهآهن دنیا ایفا کرد. همچنین این خانواده نقش مهمی در ایجاد منابع مالی لازم برای پروژههایی نظیر کانال سوئز ایفا کرد. تجارتهای مهمی که در قرن ۱۹ توسط خانواده روتشیلد ایجاد شد، عبارتند از:
• شرکت بیمه آلیانتس (۱۸۲۴) بریتانیایی (اکنون رویال و سان آلیانتس)
• شمین دو فر دو نورد (۱۸۴۵)
• شرکت معدن ریو تینتو (۱۸۷۳) (از سال ۱۸۸۰ روتشیلدها تمامی کنترل ریو تینتو را به دست آوردند)
• ارامت (۱۸۸۰)
• ایمریث (۱۸۸۰)
• د بیرز (۱۸۸۸)
این خانواده فعالیتهای سسیل رودز را در کولونی آفریقایی رودزیا حمایت میکردند. دولت ژاپن در زمان جنگ روسیه-ژاپن به این خانواده نزدیک شد. شعبه لندن به دولت ژاپن ۱۱٫۵ میلیون پوند (معادل ۹۰۲ میلیون پوند امروزی) وام داد.
نام روتشیلد با ثروت بیش از حد عجین شده است. این خانواده دارای تابلوهای هنری بینظیر، کاخهای بیشمار و فعالیتهای اجتماعی است. تا پایان قرن ۱۹ این خانواده ۴۱ قصر ساخت، که تا آن زمان معادل آن دیده نشده بود. نخستوزیر آینده انگلستان لوید جورج در سال ۱۹۰۹ ادعا کرد، که لرد ناتان روتشیلد قویترین مرد انگلستان است.
در سال ۱۹۰۱، شاخه فرانکفورت به دلیل نبود وارث مذکر تعطیل شد. این تعطیلی تا ۱۹۸۹ ادامه داشت، که در آن زمان ن.م. روتشیلد و پسران به همکاری بانک روتشیلد ا.ج. شعبه سوئیس، یک شعبه در فرانکفورت ایجاد کردند
در سال ۱۸۱۷ پنج تن از برادران توسط امپراتور فرانتس دوم، امپراتور مقدس روم
به مقام اشرافیت رسیدند. تمامی آنها لقبهای اتریشی بارون و فرایهر (Freiherr) را به دست آوردند.این شبکه به ناتان اجازه داد تا خبر پیروزی بریتانیا را در جنگ واترلو یک روز کامل قبل از پیامآور دولتی به دست آورد. مهمترین فکر ناتان این بود، که از این اطلاع چگونه پول بیشتری به دست آورد. او خبر را به دولت نداد. ناتان شروع به فروختن سهام دولتی خود کرد، که باعث ایجاد ترس در بورس و کاهش شدید قیمت سهام شد. سهامداران به پیروی از این سرمایهدار بزرگ و کارکشته، سهامهای خود را فروختند و پس از اینکه قیمت سهام به پایینترین حد خود رسید، ناتان روتشیلد همهٔ سهامهای افراد دیگر را خریداری کرد و موفق شد که رقبای خود را از صحنه به در کند. روز بعد با پخش شدن خبر پیروزی انگلستان ارزش سهام مجدداً به مقدار قبلی خود بازگشت و با اینکار به ازای نابودی بسیاری از سرمایهداران انگلیسی خود را به ثروت هنگفتی رساند.
ناتان فعالیتهای اقتصادی خود را از منچستر شروع کرد، سپس به لندن رفت. در سال ۱۸۰۹ او ساختمان اصلی خود را در خیابان سوئیتین سیتی لندن (با شهر لندن عادی اشتباه نشود) خرید و شرکت ن.م. روتشیلد و پسران را در سال ۱۸۱۱ ایجاد کرد. او چنان قدرتی به دست آورد که در سال ۱۸۲۵ توانست به قدر کافی سکه به بانک انگلستان بدهد که از بحران نقدینگی جلوگیری کند.
به دلیل کمک بقیه برادران، روتشیلد موفق شد، شبکه بزرگی از مأموران، باربرها و پست در اروپای نابود شده به واسطه جنگ، ایجاد کند، تا به واسطه آن، اخبار سیاسی و اقتصادی را زودتر از بقیه به دست آورده و از رقبای خود پیش باشد. در این زمان ارزش روتشیلدها برای حکومت انگلستان فزونی یافتخانواده روتشیلد ثروت بسیار زیادی از جنگهای ناپلئون
به دست آورد. از سال ۱۸۱۳ تا ۱۸۱۵ ناتان میر روتشیلد به تنهایی مخارج جنگ ارتش بریتانیا
را تأمین میکرد. در سال ۱۸۱۵، روتشیلد ۹٫۸ میلیون پوند (معادل ۶٫۵۸ میلیارد پوند در پول امروزی) به صورت قرض به متحدان انگلستان دادمیر روتشیلد ثروت خانوادگی را با ترتیب دادن ازدواجهای از پیش تعیین شده، در خانواده نگه میداشت؛ ولی از قرن ۱۹ تمامی روتشیلدها شروع به ازدواج با غیرخودی نمودند. این ازدواجها بیشتر با خانوادههای اشرافی یا بانکداری دیگر بود. پنج پسر میر روتشیلد عبارت بودند از:
• امشل مایر روتشیلد (۱۷۷۳–۱۸۵۵)، فرانکفورت، بدون فرزند مرد و ثروتش به پسران سالومون و کالمان رسید.
• سالومون مایر روتشیلد (۱۷۷۴–۱۸۵۵)، وین.
• ناتان مایر روتشیلد، (۱۷۷–۱۸۳۶)، لندن.
• کالمان مایر روتشیلد (۱۷۸۸–۱۸۵۵)، ناپل.
• جاکوب مایر روتشیلد (۱۷۹۲–۱۸۶۸)، پاریس
بیشتر ثروت این خانواده توسط شاخه لندن
آن، ناتان میر روتشیلد به دست آمد. یکی از استراتژیهای مهم این خانواده این بود که کنترل بانک فقط در بین اعضای خانواده میچرخید. اینکار باعث میشد، آنها بتوانند ابعاد فعالیتهای خود را بهطور کامل مخفی کنند. دائرةالمعارف یهودی
نوشته سال ۱۹۰۶ مینویسد: «روش کار روتشیلدها که در آن چند برادر در چند مرکز مالی فعالیتهای موازی شروع کردند، توسط بقیه بانکداران یهودی تقلید شد، مانند بیشافهایمها، پریرزها، سلیگمانها، لازاردها و غیره. این بانکداران با صداقت و مهارت اقتصادی، اعتبار زیادی نهتنها در بین یهودیان، بلکه در بین بانکداران نیز پیدا کردند. از این رو بانکداران یهودی قدرت زیادی در اواسط و اواخر قرن ۱۹ به دست آوردند. رئیس تمامی آنها خانواده روتشیلد بود.»نخستین عضو از این خانواده، که از نامخانوادگی روتشیلد استفاده کرد؛ ایزاک الچانان روتشیلد بود، که در سال ۱۵۷۷ زاده شد. این خانواده در سال ۱۷۴۴ با به دنیا آمدن مایر امشل روتشیلد
شروع به کسب قدرت در سطح بینالمللی کرد. او پسر امشل موزس روتشیلد بود و بهعنوان صراف، با شهریای هس
تجارت میکرد. وی که در گتو
(محلهٔ یهودی) فرانکفورت
به دنیا آمده بود، یک خانواده بانکداری ایجاد نمود و پنج پسر خود را، در پنج مرکز اصلی تجارت اروپا
مستقر کردروت» (Rot) در زبان آلمانی به معنی سرخ و «شیلد» (Schild) نیز به معنی تابلو یا پلاک است و درمجموع روتشیلد به معنی «پلاک سرخ» در زبان آلمانی میباشد. در کوچه یهودیهای فرانکفورت خانهها بهجای شماره پلاکهای رنگی داشتند. پلاک خانه این خانواده قرمز رنگ بود و به همین دلیل این خانواده «پلاک قرمز» (Rothschild) نام گرفت. نماد قدیمی این خاندان اشرافی آلمانیتبار، یک پلاک سرخ رنگ بوده است و از این رو این خانواده به روتشیلدها (پلاک سرخها) معروف شدند.[الف
پنج نسل از شاخه اتریشی این خانواده توسط امپراتور هابسبورگ
فرانسیس دوم
به مقام اشرافیت رسیدند. شاخه دیگر این خانواده یعنی شاخه بریتانیایی نیز توسط ملکه ویکتوریا
به اشرافیت رسید. نشان خانوادگی روتشیلد یک مشت به همراه پنج تیرکمان است که سمبل پنج شاخه این خانواده بوده و به آیه زبور
۱۲۷ ("مانند تیرهای کمان در دست جنگجو") اشاره دارد. شعار خانوادگی زیر این سمبل نقش بسته است:" (اتحاد، صداقت و صنعتخانواده روتشیلد
(به آلمانی
: Rothschild) خانواده سرمایهداری
است که شجرهنامهٔ آنها از قرن شانزدهم میلادی در آلمان قابل استناد است. این خانواده از تبار یهودیان
اشکنازی
است. در حدود قرن ۱۸ میلادی که این خانواده در اوج قدرت خود بود، ثروتمندترین خانواده جهان محسوب میشد و بیشترین ثروت ثبت شده در دوران مدرن را دارا بود. ثروت خانواده به تدریج کاهش یافت زیرا در بین تعداد زیادی از ورثه تقسیم شد. امروزه با وجود آن که اعضای خانواده هنوز هم فعالیتهای گستردهٔ اقتصادی در زمینههایی مثل بانکداری
، استخراج معدن، کشاورزی
، شرابسازی
و کارهای نیکوکاری
دارند، اما فعالیتهای خانواده روتشیلد بسیار کمتر از گذشته است.نظام مالی بدون آنکه متوجه باشیم، ما را برده پول کرده است. طی یک روند همیشگی هر روز از ساعت هشت صبح تا شش بعدازظهر، بدون انگیزه سر کار خود حاضر میشویم و در محیطهایی یکنواخت و کسالتآور، وظایف تکراری خود را انجام میدهیم. تنها انگیزهای که اکثر ما را مجبور میکند یک روز خستهکننده دیگر را آغاز کنیم، فیش حقوقی است که آخر هر ماه دریافت میکنیم. باوجود حجم زیاد کار، باز هم احساس میکنیم پول کافی نداریم، چون این سیستم ما را مصرفگرا و حریصتر کرده.
مشکلات و شرایط نا بهسامان جوامع، درنتیجه ثروتاندوزی این گروه اقلیت حاصل شده: آنها از جنگ، بیماری، منابع کره زمین، بردهداری و شرایط غیرانسانی محیطهای کار، سودهای کلانی به جیب میزنند. پول، رهبران ما را فاسد کرده و نظام سلطهگر، انسانیت را از طریق پول به قهقرا برده است.
آیا ما دیگر به این سیستم مالی وابسته هستیم؟ خیر، مادر زمین بابت استفاده از منابعش پولی از ما دریافت نمیکند، در عین حال نیز به فناوریهایی دست پیدا کردهایم که روزانه و بدون زحمت، این منابع را از دل زمین استخراج میکنیم.
راهحل چیست؟
حتما راهحلهایی وجود دارد، اما هنوز بهطور قاطع راهکار ثابتی درنظر گرفته نشده. ذهن بینظیر ما همچنان به دنبال بررسی راهحلهای احتمالی برای غلبه بر اقتصاد منابعمحور است. این مسئله، برای چندین دهه موضوع بحث دوستداران محیط زیست بوده است. آقای ژاک فرسکو ازجمله افرادی است که بهطور جدی به این مسئله پرداخته. او طراح و مهندس فوقالعادهای است که بیشتر عمر خود را صرف طراحی سازههایی کرده که برای آینده بشر و محیط زیست بهصرفهتر هستند. او پیشنهاد ساخت اِکوسیتی یا بوم شهرهایی را داده که بر اساس اصول پایه بومشناسی (اکولوژی) ساخته میشوند. دغدغه ساکنان اکوسیتیها، به حداقل رساندن مصرف انرژی است.
اشخاص دیگری نیز وجود دارند که در پی راهکاری هستند تا به کمک آن، سلطه پول بر اقتصاد را از بین ببرند و شرایطی را مهیا کنند که انسان بتواند از نهایت پتانسیلش بهره ببرد.
حال باید دید که آیا انسانها حاضرند برای آینده و آزادی خود به پا خیزند، یا ترجیح میدهند تنها نظارهگر سایهافکنی نظم جدید جهانی باقی بمانند
این 13 خاندان بدنام شامل خاندانهای: روتشیلد، بروس، کوندیش (کندی)، مِدیچی، هانوفر، هابسبورگ، کروپ، پلانتاژنت، راکفلر، رومانوف، سینکلر (سنت کلر)، واربرگ و ویندسور هستند.
به جز این 13 سلسله، خانوادههای قدرتمند دیگری نیز وجود دارند که نام آنها فعلا برای ما ناشناخته است. بیشک سلسله روتشیلد، قدرتمندترین خاندان این فهرست محسوب میشود و ارزش داراییهای این خانواده حدود 500 تریلیون دلار برآورد شده است. این خاندان بیشتر قدرت خود را از راه امپراتوری بر سیستم بانکداری جهانی کسب کرده. موسسات مهمی که بهسختی در تلاش هستند تا نظام جدیدی را بر دنیا حاکم کرده و نسل بشر را برده خود کنند، شامل این موارد هستند:
1. موسسه شهر لندن (The City of London Corporation) (موسسهای مالی که توسط روتشیلد اداره میشود) – این موسسه هیچگونه وابستگی به دولت بریتانیا ندارد.
2. صندوق ذخیره فدرال ایالات متحده (The US Federal Reserve) (موسسه مالی، بانک خصوصی و متعلق به روتشیلدها) – این نهاد هیچگونه وابستگی به دولت ایالات متحده ندارد.
3. شهر واتیکان (آموزش تعالیم مذهبی و فریبدهی مردم با استفاده از استراتژی ایجاد رعب و وحشت در میان آنها) – این نهاد هیچگونه وابستگی به دولت ایتالیا ندارد.
4. واشنگن دی.سی (استراتژیهای نظامی، برنامهریزی ذهن، مغزشویی و برنامههای کاهش جمعیت) – این نهاد هیچگونه وابستگی به دولت ایالات متحده ندارد.
هریک از این چهار موسسهای که پیشتر نام برده شد، بهعنوان نهادهایی مستقل مشغول به کارند و تابع هیچ قانونی جز قانون خود نیستند. بنابراین هیچ دادگاهی وجود ندارد که بتواند به تخلفات آنها رسیدگی کند.
انجمنهای مخفی متعددی در دنیا وجود دارد که زیرشاخه این موسسات عظیم بوده و هر یک تحت نظارت یا متعلق به انجمن 13 خاندان هستند. به تمام اعضای این انجمنهای مخفی، به پاس خدماتشان، پاداش ارزشمندی اهدا میشود، اما این اعضا هیچوقت بهعنوان عضوی از 13 خاندان محسوب نمیشوند. این افراد حتی نمیدانند چهکسی رئیس آنهاست یا برنامه کلی این نهادها چیست، تنها وظیفهای که دارند، پیروی از دستوراتی است که از بالا به آنها داده میشود.
شستوشوی مغزی
آنها چطور مغز ما را شستوشو میدهند؟ چگونه بدون آنکه متوجه باشیم، ذهن تکتک ما را تحت کنترل خود میگیرند؟
بزرگترین اسارتی که انجمن 13 برای انسانها ایجاد کردهاند، نظام آموزشی است. نظام آموزشی مدارس کاملا نسبت به گذشته تغییر کرده است، سیستم جدید به دانشآموزان دیکته میکند که بدون تفکر و به شکل طوطیوار، هر آنچه را به آنها آموزش داده میشود، بهخاطر بسپارند، و بدون طرح هیچگونه سوالی، تنها به دستورات عمل کنند.
حقیقت این است که اداره این سیستم آموزشی بسیار هزینهبر بوده و در عصر اینترنت، نظامی منسوخشده به حساب میآید. چرا منسوخشده؟ همه ما هر جا که باشیم، بهراحتی به اینترنت دسترسی داریم و هر آنچه را بخواهیم بدانیم، خیلی راحت از طریق این شبکه جهانی خواهیم آموخت.
بااینحال، همچنان هزینههای هنگفتی را صرف نظام آموزش و پرورش میکنیم، اما چرا؟ کاملا ساده است؛ نخبگان جهان به نسل آینده نیاز دارند، آنها میخواهند فرزندان ما دنبالرو عقاید مشخصی بوده و چهارچوب ذهنی از پیش تعریفشدهای داشته باشند.
آیا میتوان جلوی سلطه آنها را گرفت؟
تا زمانیکه نظم جدید جهانی در حال قویتر شدن است، آینده نامشخصی پیش روی ما خواهد بود. ما یا باید تسلیم و برده این نظام سلطهگر باشیم، یا با اتحاد و یکپارچگی علیه آن قیام کرده و این هرم قدرت را نابود کنیم. سوالی که همیشه در رابطه با سیستم بردهداری آموزشی این انجمن مطرح بوده، این است که آیا این نظام، نظامی سست و بر پایه مجموعهای از برنامههای آموزشی است، یا نظامی است که با ایجاد ترس از مجازات و حبس، مردم را مجبور میکند تا از آن پیروی کنند. الفرقه شوالیه های کلاه خود یک جامعه مخفی ایلومناتی به سرکردگی سر فرانسیس بیکن بود. به منظور پنهان کردن مراسم و تشریفات ماسونی آن, سر فرانسیس بیکن نمایشنامه ای با عنوان ” فرقه شوالیه های کلاه خود” نوشت. این نمایش در سوم ژانویه سال ۱۵۹۴ اجرا شد و سپس در دسامبر ۱۵۹۴ به مدت ۱۲ روز دوباره به اجرا در آمد. در دسامبر ۱۵۹۴, نجیب زادگان انگلیسی که افکارشان به گونه ای شیطانی روشن شده بود با یکدیگر ملاقات کردند و یک “نمایش” اجرا کردند. با اجرای مراسم آشناییشان به صورت یک نمایش, آنان می توانستند خیلی خوب آن را پنهان کنند. سر فرانسیس بیکن در این نمایش شاه و “شاهزاده ارغوانی” بود. به چندین نفر گردنبند شوالیه گی کلاه خود اهدا شد, سپس سوگند یاد کردند و مجموعه وظایف آنان توسط ۶ مشاور عالی رتبه به روشی بسیار شبیه به آنچه امروزه پیروان شیطانی انجام میدهند به آنان محول شد. ممکن است برای خوانندگان این سوال ایجاد شود که این مباحث چه ارتباطی با خاندان آستور دارد. در واقع این فقط نگاهی اجمالی به پیش زمینه وقایعی استS.R.I.A.که به طور مخفی در اروپا اتفاق می افتاد.
ملکه انگلستان سر فرانسیس بیکن را که در آن زمان مرد جوان حدودا ۲۰ ساله ای بود به قاره اروپا فرستاد. سر فرانسیس بیکن به فرانسه سفر کرد و در مکان هایی مثل لوور, سن کلو, بلوآ, پاریس و پواتیه به گردش پرداخت. وی همچنین به آلمان, ایتالیا و اسپانیا سفر کرد. او ازدربارهای سلطنتی مختلفی همچون دربار مارگریت دووالوا دیدن کرد. مارگریت همسر شاه هنری ناوار بود. مادر او کاترین دو مدیچی شریر بود.
حتما در تصویر هرم ایلومناتی طبقه انجمن ۳۰۰ خاندان را داده اید ،درباره این طبقه اینگونه نوشته اند : در این طبقه ۳۰۰ خاندان ثروتمند یهودی معرفی می شوند که زیر نظر ۱۳ خاندان تاجدار دنیا را اداره می کنند.این ۳۰۰ خاندان به قدری ثروتمنداند که ثروتشان در مخیله من و شما نمی گنجد.این ۳۰۰ خاندان یهودیانی هستند که نامشان کمتر به گوشمان خورده یا اصلا به گوشمان نخورده است. خاندان روچیلد ، خاندان راک فِلِر ، خاندان مِندِز ، خاندان آبنادانا ، خاندان بِنونیزد و غیره از آن دسته اند.
در این سلسله مقالات که مدتی است بر روی آن کار میکنیم به معرفی کامل این ۱۳ خاندان معروف دنیا خواهیم پرداخت ، سلسله مقالات بسیار جذابی است . حتما تا آخر همراه ما باشید…
تمام این پیشفرضها درست بهنظر میرسند، اما آنچه انجمن 13 را حاکم جهان کرده، سیستم مالی آن است. میکنند. سازمان ملل هستند.ان کشورها دارد.[۳] مردم جهان است.
https://www.picofile.com/f/tj4lQFjlAR/IMG-20261025-092528-329.jpg
چهارعضو مهم سیستم فاسد شیطانی وماسونی ویهودی که باهم دنیا کنترل می کنند
مهره اول رنگ قرمز است با اسم کمیته سیصد کنترل کننده بیماری ها نظام سرمایه داری مخفی زیرزمینی که کنترل کنندگان دنیا
مهره اول وصل است به مهره دوم با نام سازمان بهداشت جهانی که سازمان ملل زیرشاخه سازمان بهداشت جهانی است در سازمان سند۲۰۳۰ یا سند پاندمی جهانی برعلیه کشورهای خاص با هدف نقض امنیت کشوری انجام شده است
مهره بنفش با نام رپتیال ها یا فرازمینی ها در لباس انسان ها با هدف کاهش جمعیت با بیماری ها و ایجاد قحطی مصنوعی وجنگ وبیماری می خواهند مردم را به سوی تباهی ببرند
مهره بنفش به مهره آبی مرتبط است
۱۳خاندان ثروتمند یهودی که سازمان بهداشت جهانی و رپتیال ها که با کمیته سیصد ارتباط دارد که می توانند پول وثروتشان دنیا را کنترل بکنند ودیگر چیزی ها را کنترل بکنند خودشان نعوذ بالله به جای خدا جا بزنند وادعای خدایی بکنند درست عین فرعون زمان ادعایی خدایی بکنند
چون این خطبه در واکنش به ماجرای مصادره فدک و درباره آن ایراد شده، خطبه فدکیه نام گرفته است؛[۲۴]
البته گاه به اعتبار اینکه حضرت فاطمه قبل از ایراد خطبه با گروهی از خویشانش وارد مسجد شد، از آن با عنوان خطبه لُمَّة نیز یاد میشود
خطبه فدکیه با حمد
و توصیف خدا
آغاز میشود و بعثت پیامبر(ص)
را یادآور میشود و سپس به نزدیکی امام علی(ع)
با پیامبر(ص) و سروری وی در میان اولیای الهی و شجاعتهای بینظیر وی در دفاع از پیامبر(ص) و اسلام
اشاره میکند و صحابه
را به دلیل اینکه پس از درگذشت وی پیرو شیطان
شده و نفاق
در میان آنها آشکار شده است و حق را رها کردهاند، سرزنش میکند. در این خطبه همچنین به واقعه غصب خلافت
اشاره شده و سخن ابوبکر که پیامبران ارث
نمیگذارند، مخالف آیاتی
از قرآن
معرفی میشود. فاطمه(س) در این خطبه ابوبکر را به دادگاه خداوند در روز رستاخیز
واگذار میکند و اصحاب
و یاران پیامبر را مخاطب قرار میدهد که چرا در مقابل این ستمها ساکت نشستهاند. وی میگوید که آنچه آنها کردهاند، شکستن پیمانشان با رسول خداست و در فراز پایانی خطبه، ننگ کار آنان را جاودانی و سرانجام آن را دوزخ
میداند
اون وقت به حضرت پیامبر نعوذبالله نسبت نسیان می دادند خودشان در حال احتضار دچار نسیان شده اند بله این است کسانی که به حضرت فاطمه الزهراس نسبت غصب مال دادند الان خودشان هرکسی هرگناهی بکند به نامه اعمالشان نوشته می شودتا ابد در دوزخ هستند عذابشان دوچندان می شود بردشمن حضرت علی ع لعنت بر دشمن حضرت فاطمه الزهراس لعنت بر عمر وابوبکر وقنفذ ومغیره که باعث شدند روز عاشورا درست شود بر یهود که بر دشمنی آل الله ماندند الان که الان بازهم بر دشمنی اهل بیت ع همچنان ثابت قدم هستند
#پادکست_صوتی
#ماجرای_خطبه_فدکیه_۲
#لعنت_بر_اولی_دومی
#لعن_الله_قاتلیک_و_ضاربیک_و_ظالمک_وغاصبی_حقک_یا_مولاتی_یا_فاطمه_الزهرا_س
کد مخفی سس خرسی۱۴۰۴/۱۲/۰۹
این کد اشاره غیرمستقیم سهیم شدن در جنایت کودکان میناب از سوی طرفداران پهلوی در کشته شدن کودکان بی گناه میناب وجود داشته است از خیانت پدرش که انگلیس پیوست از خیانت پدر بزرگش به آمریکا پیوست الانم که خودش به اسرائیل های پیوست
۱روزنامه هرالدتریبون در تاریخ ۴ آذر ۱۳۵۷ به نقل از ریچارد دساوین؛ فروشنده رسمی تجهیزات نظامی انگلیس، درباره شکنجه در زندانهای محمدرضا پهلوی مینویسد: «از جمله این شکنجهها وارد کردن شوک الکتریکی به شقیقهها و آلت تناسلی و گذاشتن سوزنهای داغ قرمز شده زیر انگشتها بود. یک نوع دیگر از شکنجههای این زندان شکنجهای بود به نام تانگوی تخممرغ داغ؛ این شکنجه به علت اینکه شخص را وادار به جستوخیز میکرد به این نام معروف شده بود. یک تخممرغ پخته شده با بیش از صد درجه حرارت را در ماتحت زندانی میگذاشتند. زندانی با این عمل به تدریج از داخل میپخت. نوع دیگر شکنجه، استعمال باتوم از پشت بود.»
همچنین مرکز اسناد انقلاب اسلامی به نقل از دکتر مصطفی چمران که از شاهدان واقعه ۱۶ آذر ۱۳۳۲ است؛ مینویسد: «روز ۱۵ آذر یکی از دربانان دانشگاه شنیده بود که تلفنی به یکی از افسران گارد دانشگاه دستور میرسد که باید دانشجویی را شقه کرد و جلوی درب بزرگ دانشگاه آویخت که عبرت همه شود و هنگام ورود نیکسون (رئیسجمهور آمریکا ) صداها خفه گردد و جنبندهای نجنبد.»
در اول بهمن ۱۳۴۰ چتربازان و کماندوها به دانشگاه تهران حمله میکنند. دکتر احمد فرهاد؛ رئیس وقت دانشگاه، در نامهای به علی امینی؛ نخستوزیر محمدرضا پهلوی مینویسد: «پس از حمله به دانشگاه، سربازان و چتربازان بدون فرق و تفاوت، یکسان به دانشجویان پسر و دختر حمله کردند، دانشجویان بسیاری را به قصد کشت مضروب نمودند. من هیچگاه ندیده و نشنیدهام تا این حد بیرحمی، سادیسم، خشونت و خرابکاری از ناحیه قوای دولتی اعمال شود. بعضی از دختران را سربازان در تالارهای درس دانشگاه ازاله بکارت کردند... هنگام سرکشی در بناهای دانشگاه صحنهای نظیر هجوم قشون وحشی به خاک دشمن را در برابر چشمانمان مجسم ساخت... حتی بیمارستان دانشگاه از خرابکاری سربازان در امان نمانده بود و عده زیادی از سرپرستاران و بیماران یا مضروب شده بودند و یا مجروح.»
خیانت به اموال مردم، ظلم بعدی است. رضا شاه برای تصاحب املاک مردم، روشها و شیوههای متفاوتی داشت. او با فرستادن افسران خود به شمال کشور دستور میداد که هر ملک مرغوبی را به قیمت بسیار ناچیز و با زور برایش بگیرند. در سال ۱۳۱۴ میزان املاکی که وی غصب کرده بود به قدری زیاد بود که برای اداره آن، اداره املاک اختصاصی تاسیس شد. شهرت رضاخان پهلوی در تصاحب اراضی به قدری بود که یک روزنامه فرانسوی به او لقب جانور زمینخوار داد. وی پس از ۱۶ سال سلطنت، ۴۴ هزار سند به نام خود ثبت کرد و بیش از ۲ هزار و ۱۷۶ روستا را صاحب شد.
غلامرضا پهلوی؛ برادر محمدرضا درباره پدرش میگوید: «پدرم میگفت اسلام دین عربهای وحشی است و ربطی به ایرانیان ندارد و تا وقتی ایرانیها دست از اسلام برندارند، تحت قیمومیت اعراب قرار دارند و اگر ما میخواهیم از اثرات و آلودگی حمله اعراب خود را پاک کنیم، باید از دین آنها دست برداریم.»
فرح دیبا نیز درباره محمدرضا پهلوی میگوید: «محمدرضا میگفت من هیچ اعتقادی به اسلام ندارم.»
این بیدینها و وحشیها دزد واقعی اموال مردم بودند. ارتشبد فردوست در صفحه ۲۶۶ جلد اول کتاب خاطراتش مینویسد: «در دوران ۱۳ ساله نخستوزیری هویدا، همه میچاپیدند و هویدا کاملا نسبت به این وضع بیتفاوت بود... در هیچ زمانی بهاندازه دوران نخستوزیری هویدا فساد گسترده نبود و او چون رضایت محمدرضا را میطلبید، نمیخواست کسی و در نهایت محمدرضا را از خود ناراضی کند... از سال ۱۳۵۰ تا ۱۳۵۷ تنها در بازرسی، ۳۷۵۰ پرونده سوءاستفاده کلان تشکیل شد... همه پروندهها طبق دستور شفاهی نخستوزیر بایگانی میشد.»
در صفحه ۱۳۲ جلد نخست صحیفه امام، بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران در نامهای به هویدا مینویسند: «... جشنهای غیرملی که به نفع شخصی در هر سال چندین مرتبه تشکیل میشود و در هر مرتبه مصیبتهای جانگداز برای اسلام و مسلمین و مردم پابرهنه ایران به بار میآورد، یکی از آنهاست. با سرنیزه پلیس از مردم بیچاره بیپناه، خرجهای گزاف آنها گرفته میشود. یکی از جشنها که من نمیتوانم اسم روی آن بگذارم؛ جز هوس و شهوت بازی با احساسات ملت، گفته میشود چهار هزار میلیون ریال خرج شده است که نصف آن از خزانه ملت و نصف دیگر بیواسطه از بازار و غیره با زور و ارعاب اخاذی شده، خون دل فقرا خرج نامجویی و خودکامگی است... هر روز برای شما عید و شادی و برای ملت بدبختی و نکبت است توام با این جشنهای نامیمون؛ آنقدر هتک نوامیس مسلمین و اسلام بوده است که قلم را عار است از ذکر آن.»
ویلیام شوکراس در صفحه ۱۱۵ کتاب آخرین سفر شاه مینویسد: «ملکه (فرح دیبا) ریاست جشن هنر شیراز را بر عهده داشت. در اواسط سالهای ۱۹۷۰ جشن مزبور یکی از پرجنجالترین رویدادهای فرهنگی کشور ایران به شما میرفت... جنجالهای جشن هنر وقتی به اوج خود رسید که در سال ۱۹۷۷ یک گروه هنرپیشه دکانی را در یکی از خیابانهای اصلی شیراز در نزدیکی مسجد گرفت و در درون دکان و در پیادهروی جلوی آن نمایشی اجرا کرد که شامل یک هتک ناموس تمام عیار و اعمال شهوت انگیز بین هنر پیشگان زن و مرد بود. چنین نمایشی در خیابانهای هر شهرک انگلیسی و آمریکایی جنجال برپا میکرد و منجر به بازداشت هنر پیشگان میشد.»
این جشن از القاهای فرهنگ غرب بود که به نام فرح پهلوی در ایران اجرایی شد و بزرگترین ضربه را به اسلام و ملت ایران زد.
آنچه برای خاندان پهلوی مهم بود؛ خودکامگی، دنیاگرایی، شهوتپرستی، بیبندوباری و هوس بازی بود. برای آنان دین و مردم مهم نبودند. کثیفترین جنایتها را بر ملت ایران روا داشتند و به وحشیانهترین خیانتها و جنایتها دست زدند. بر متصدیان فرهنگ و اساتید جبهه بصیرتافزایی تکلیف است که واقعیت خاندان پهلوی را برای نسل جوان بازگو کنند؛ تا همگان بدانند چه خیانتکاری در ۲۶ دی ۱۳۵۷ از کشور ایرانگریخت و مردم از دست چه شروری خلاص شدند.
۲
زنان ایران قرنها در سایه عفت و حجاب و پوشش زیستهاند و هرگز در طول تاریخ ایران حجاب و پوشش از آنان جدا نبوده است؛ حتی تاریخ ایران باستان همه اسناد و کتیبهها و مجسمهها و پیکرهها دال بر وجود عفت و حیا و پوشش در زنان ایران دارد، بعد از طلوع اسلام در ایران نیز زنان هرگز از عفت و حجاب دور نبودند و از آن محروم و ممنوع نبودند؛ بلکه به پوشش و عفاف بهعنوان یک فریضه دینی نگریسته و آن را لازم دانسته و با تقید شرعی به آن بهسختی پایبند بودهاند .۲۷
اما رضاخان با الگوبرداری و تقلید از آتاتورک غربزده به کشف حجاب روی آورد و آن را اجرایی کرد و اطرافیان او نیز در این امور مشورت دادند تا با تضعیف و نابودکردن فرهنگ دین، در پیشبرد توطئههای غرب و استعمار با اربابان خود همراهی نماید: «هنوز عقب هستیم و فوراً باید با تمام قوا به پیشرفت سریع مردم خصوصاً زنان اقدام کنیم.»۲۸ او ایران را بهخاطر وجود پوشش زنان عقبمانده میخواند. ۲۹
حضرت امام خمینی(قد) میفرمایند: «زن در دو مرحله مظلوم بوده است؛ یکی در دوران جاهلیت و اسلام منت گذاشت بر انسان و زن را از آن مظلومیتی که داشت، بیرون کشید. مورد دیگر در ایران ما، زن مظلوم شد و آن دوره شاه سابق و شاه لاحق بود. با اسم اینکه زن را میخواهند آزاد کنند، ظلمها کردند به زن، زن را از آن مقام شرافت و عزّت که داشت، پایین کشیدند، زن را از آن مقام معنویت که داشت، شیء کردند و به اسم آزادی، آزادزنان و آزادمردان، آزادی را از زن و مرد سلب کردند و زنها را و جوانان ما را فاسدالاخلاق کردند... .»۳۰
رضاخان درواقع مجری فرامین غرب در اسلامزدایی بود؛ در ۱۰ سپتامبر ۱۹۳۰م/۸ شهریور ۱۳۰۹، یازدهمین مجمع بینالمللی سازمان ملل آغاز بهکار کرد که در آن، هشت نخستوزیر و بیست و دو وزیر امور خارجه شرکت داشتند. رفتار شرقیان در دستور کار این مجمع قرار گرفت. به دنبال آن، در سال ۱۳۱۰ مجلس شورای ملی، قانون ورود کمیسیونی از طرف جامعه بینالملل را برای جلوگیری از تجاوز به حقوق زن در شرق، تصویب کرد. از این پس، نخستین سیاستگذاریهای حکومت در زمینه کشف حجاب تحقق یافت. ترتیب جشنهای مختلف در مدارس دخترانه و حضور مردان و زنان در آن جشنها، اجرای برنامههای مختلف توسط دختران بدون حجاب، اولین گام به سمت حضور زنان بیحجاب در اجتماعات مختلط بود.
ب) مفاسد اقتصادی و مالی
دربار پهلوی دوم و افراد وابسته به آن، در سطوح مختلفی دارای مفاسد اقتصادی چشمگیر بودند و این در حالی بود که نهادهایی نظارتی نظیر بازرسی ویژه شاهنشاهی یا ساواک، کاملا از این مفاسد باخبر بودند و آن را به اطلاع محمدرضا پهلوی میرساندند.
موارد زیر بهعنوان قطرهای از دریای مفاسد اقتصادی سران رژیم پهلوی آورده میشود:
وخامت این اوضاع بهحدی بود که فردوست در خاطراتش این ایام را به دوران قاجار تشبیه و از آن با تعبیر اوج فساد و چپاول و غارتگری یاد میکند.۳۱
از جمله فسادهای اقتصادی و مالی مربوط به فرمانفرمائیان بود که با حقهبازی، توانست به شاه بقبولاند که استادیوم یکصد هزارنفری تهران از جهت استحکام و ثبات مشکل دارد و لازم است، تعمیر شود و نتیجتاً نیز خود با دستور محمدرضا پهلوی این کار را انجام داد و از این راه، سود کلانی برد.۳۲
مجید اعلم رفیق صمیمی محمدرضا پهلوی، توانست قاچاق سیمان را با همکاری شخص شاه انجام دهد.۳۳
از جمله مفسدین مالی، شخص محمدرضا پهلوی بود که زمینهای بنیاد پهلوی تا زمینهای مرغوب از جنگل تا کوهستان و زمینها و چراگاههای مردم از کوهستان تا دشت را شناسایی نموده و به قیمتهای کلان میفروخت.۳۴
۳فهرستی از خیانتهای رضاخان در دوره سلطنت
۱. کشتن شعرا، روشنفکران و ادیبانی همچون فرخی یزدی، میرزاده عشقی، واعظ قزوینی و دویست نویسنده و روشنفکر ایرانی؛
۲. تبعید و قتل نقاش بنام ایرانی، کمالالملک بهجرم استفاده از بورسیه حکومت قاجار برای تحصیل در رشته نقاشی؛
۳. قلعوقمع عشایر ایران با سیاست تختهقاپوکردن با کشتار هزاران تن از آنها؛
۴. مقاومتنکردن حتی یکروز در برابر لشکر متفقین و تسلیم بیچون و چرای کشور به بیگانگان در جنگ جهانی دوم؛
۵. قتلعام و مجروحکردن بیش از ۱۵۰۰ تن از مردم عادی مشهد در مسجد گوهرشاد بهجرم اعتراض به بخشنامه اجباریشدن کلاهفرنگی برای ایرانیان (کلاهشاپوی فرانسوی)؛
۶. قتل بیش از ۲۴ هزار تن بهانحای گوناگون به دست مأموران امنیتی شهربانی رضاخان؛
۷. کشف حجاب و ممنوعیت عزاداری سالار شهیدان(ع) در ماه محرم و صفر؛
۸. قتل بیرحمانه معتمدان و نزدیکانش از جمله علیاکبر داور (مبدع ثبت اسناد و ثبت احوال)، تیمورتاش، اسعد بختیاری، نصرتالدوله فیروز و...؛
۹. لغو تبلیغاتی قرارداد استعماری نفتی دارسی و سپس تمدید سیساله آن که کاملاً استعماری بود؛
۱۰. قرارداد تقسیم آب هیرمند با مدیریت انگلیسیها بین تهران و کابل در ۱۳۱۷و جداشدن «دشت ناامید» به مساحت سه هزار کیلومتر از ایران و خارجشدن سرچشمه هیرمند از دسترس ایران که یکی از مشکلات بزرگ امروز ایران ریشه در همین خیانت دارد؛
۱۱. واگذار کردن بخشهایی از خاک ایران به عراق و ترکیه براساس قرارداد سعدآباد که اکنون مشکلات بزرگی را برای جمهوری اسلامی در پی داشته است؛
۱۲. قتل و ترور سران ایلیاتی بهویژه بختیاریها و قشقاییها؛ قتل ۲۵ تن از دلیرترین سران قشقایی و بویراحمدی و ممسنی؛
۱۳. قتل روحانیون و فقهایی چون شهید سیدحسن مدرس، شیخ محمد بافقی، نواب صفوی و...(ره) بهجرم مخالفت با برنامههای استعماری و ضددینی و فرهنگی رضاخان نیز از جمله جنایات این خاندان میباشد
۴موقعی که در سال 1336 کار ازدواج من با والاحضرت شهناز صورت جدی به خود گرفت علم وقاحت را به جایی رساند که به شاهنشاه گفته بود اردشیر زاهدی معتاد به مصرف مواد مخدر است! بنده داماد اعلیحضرت شدم و به دستور ایشان به کار در وزارت امور خارجه پرداختم و در سال 1338 به اتفاق همسرم به ایالات متحده رفتم و در آنجا بود که فهمیدم اعلیحضرت با انتصاب بنده به عنوان سفیر ایران در آمریکا خواستهاند تا من از محیط سراسر رقابت تهران دور باشم. من قریب دو سال را در اروپا و آمریکا با وضعیتی که یک سفیر سیار دارد گذراندم و به رتق و فتق امور دانشجویان ایرانی سرگرم بودم. در آن زمان پدرم که از سال 1339 در سوئیس زندگی میکرد گاه به دیدار ما میآمد و یا ما به دیدار او در ژنو میرفتیم. در تمام این ملاقاتها والاحضرت شهناز حضور داشتند و صحبتهای من و پدرم در مورد مسائل خانوادگی و یا حل و فصل امور مربوط به املاک ایشان در ایران و کلاً صحبتهای غیرسیاسی بود. اما بعداً از طریق یک منبع موثق مطلع شدم که آقای اسدالله علم به شاهنشاه گفته است اردشیر در ملاقاتهایی که با پدرش در ژنو (سوئیس) داشته راههای بازگشت پدرش به قدرت را بررسی کرده است! آن موقع علم رئیس املاک سلطنتی بود اما چون وسایل خوشگذرانی شاهنشاه را فراهم میآورد مورد توجه اعلیحضرت بود، او هم از این موقعیت استفاده کرده و ضمن نزدیک کردن خود به شاهنشاه با پشت هماندازی و دروغ و بدگویی از این و آن مخالفان و رقبای خود را از صحنه خارج میکرد و این منتهای نامردی بود. اصولاً در مورد اسدالله علم باید بگویم که او نمونه یک نامرد واقعی بود و به هیچ نشانه مردی و مردانگی پایبند نبود و حتی موقعی که زنش به او گفته بود چرا این همه دوست دختر میگیرد و به او خیانت میکند علم در پاسخ به او گفته بود تو هم آزاد هستی که دوست پسر بگیری و خوش باشی
۵رضا پهلوی در مصاحبه با رسانههای خارجی مدعی شده بود که با وجود اخراج از ایران پس از انقلاب اسلامی، هیچگاه تابعیت این کشور را درخواست نکرده، این ادعا حالا دروغ از آب درآمده است!
رضا ربع پهلوی دو سال قبل در یک همایش در دانشگاه نیوجرسی گفته بود که میتواند با یک بلیط رایگان سوار اتوبوسی شده که به سمت براندازی میرود، حالا مشخص شده است که آن ماشین نه یک اتوبوس بلکه ماشین جنگی آمریکاییها بوده است.
بررسی صفحه جستوجوی رأیدهندگان ایالت مریلند نشان میدهد که رضا پهلوی و اعضای خانواده وی، به عنوان شهروند آمریکایی در انتخابات این ایالت شرکت کردهاند. جزئیات این صفحه شامل نمایش اطلاعاتی نظیر نام، آدرس محل سکونت، آدرس پستی، وابستگی حزبی و تاریخ ثبتنام برای رأیدادن را به نمایش گذاشته است.
بر اساس این تصاویر، افرادی با نامهایی مانند رضا پهلوی، یاسمین پهلوی، نور پهلوی و ایمان پهلوی رکوردهایی در سیستم ثبت رأیدهندگان مریلند وجود دارد. همچنین در برخی موارد، وابستگی حزبی مثل جمهوریخواه یا بدون وابستگی و تغییرات جزئی در نامها یا آدرسها دیده میشود که نشان میدهد این دادهها از یک پایگاه رسمی انتخاباتی استخراج شدهاند.
بر اساس اطلاعات ثبتنام رأیدهندگان، یاسمین پهلوی با نشانی ۱۱۲۱۴ خیابان آلبرمارل در پوتوماکِ مریلند با کدپستی ۲۰۸۵۴-۱۴۴۸ ثبت شده و آدرس پستیاش همان محل سکونت است؛ او در دسته «سایر» با گرایش لیبرتارین یعنی آزادیخواه قرار دارد و تاریخ ثبتنامش ۲۹ ژوئیه ۲۰۲۴ است.
نور پهلوی در ۱۱۰۱۵ خیابان گلن در همان شهر و کد پستی ۲۰۸۵۴-۱۴۳۹ ثبت شده؛ وابستگی حزبی او جمهوریخواه و تاریخ ثبتنامش ۲۹ ژوئیه ۲۰۱۶ ذکر شده است. ایمان لعیا پهلوی نیز با همان نشانی خیابان گلن ۱۱۰۱۵ ثبت شده و از همان صندوق پستی ۶۰۱۲۲ استفاده میکند؛ او بدون وابستگی حزبی مستقل است و تاریخ ثبتنامش به ۲۷ سپتامبر ۲۰۱۲ برمیگردد.
رضا پهلوی با نشانی ۱۱۲۱۴ خیابان آلبرمارل در پوتوماک با کدپستی ۲۰۸۵۴-۱۴۴۸ ثبت شده و آدرس پستیاش نیز صندوق پستی ۶۰۱۲۲ در همان شهر است؛ او هم بدون وابستگی حزبی و مستقل معرفی شده و تاریخ ثبتنامش ۲۸ فوریه ۲۰۲۴ است. همه این افراد در شهر پوتوماک ایالت مریلند و در دو نشانی مشخص خیابان آلبرمارل و خیابان گلن متمرکز هستند؛ در واقع کل اعضای خانواده پهلوی در فاصله کمی از هم در این منطقه سکونت دارند.
اما نکته دیگر اینجاست که تنوع در وابستگیهای سیاسی یعنی از جمهوریخواه تا لیبرتارین و مستقل خانواده پهلوی، نشان میدهد گرایش حزبی یکدست نیست. در واقع همان پراکندهگویی سیاسی پهلوی در پروژههای ضدایرانی که شاهد بودیم؛ در بین اعضای خانوادهاش نیز قابل مشاهده است.
به گزارش مشرق، نکته کلیدی در این ماجرا آن است که ثبتنام برای رأیدادن در ایالتهای آمریکا، عموماً مستلزم داشتن تابعیت آمریکایی است؛ بنابراین بر اساس اطلاعات مندرج در این تصاویر خانواده پهلوی، شهروندی آمریکا را پذیرفته و در انتخابات نیز شرکت داشته است. در چارچوب حقوقی ایالات متحده، مشارکت در انتخابات بهطور معمول مختص شهروندان این کشور است؛ بر اساس قانون تابعیت آمریکا از جمله بند «ب» ماده ۱۴۴۸، «تمام شهروندان ایالات متحده که طبق قانون واجد شرایط رأی دادن هستند، در هر انتخاباتی که در هر ایالت، قلمرو، شهر، شهرستان یا هر واحد اداری دیگر برگزار میشود، حق دارند رأی بدهند و باید اجازه رأی دادن به آنها داده شود، بدون هیچگونه تبعیض بر اساس نژاد، رنگ یا وضعیت قبلی بردگی؛ حتی اگر هر قانون یا مقرراتی در ایالت یا قلمرو خلاف آن باشد.»
اما پیش از آن در بند (آ) توصیه شده است که طبق قانون تابعیت آمریکا، یکی از شرطهای اصلی برای دریافت تابعیت این است که فرد در مراسم سوگند، بهطور رسمی اعلام کند که تمام وابستگی و وفاداری سیاسی خود را نسبت به هر دولت یا حاکمیت خارجی کنار میگذارد و تنها به ایالات متحده متعهد میشود. در متن سوگند، این اصل بهصراحت آمده که فرد باید هرگونه «وفاداری به هر شاهزاده، حاکم، دولت یا حاکمیت خارجی» را کاملاً رد و ترک کند، یعنی از نظر حقوقی دیگر هیچ تعهد سیاسی یا تبعیتی نسبت به کشور یا قدرت خارجی قبلی نداشته باشد.
همچنین در همین چارچوب، اگر فرد پیشتر دارای عنوان اشرافی، موروثی یا افتخاری بوده باشد، باید رسماً از آن نیز صرفنظر کند و آن را کنار بگذارد. این بخش از سوگند به این معناست که تابعیت جدید بر پایه برابری حقوقی شکل میگیرد و هیچ عنوان یا امتیاز قدیمی نباید در هویت حقوقی فرد در کشور جدید باقی بماند. در نهایت، این سوگند مجموعهای از تعهدات حقوقی و سیاسی است که نشان میدهد فرد، وفاداری کامل خود را به قانون اساسی و نظام حقوقی ایالات متحده منتقل میکند.
پیشتر رضا پهلوی در مصاحبه با رسانههای خارجی مدعی شده بود که با وجود اخراج از ایران پس از انقلاب اسلامی، هیچگاه تابعیت این کشور را درخواست نکرده است. در این میان اکانتهای سایبری سلطنتطلب نیز همواره تصاویری جعلی از مدارک شناسایی پهلوی منتشر کردهاند که در ظاهر ادعا میشود باوجود زندگی در آمریکا، تابعیت این کشور را نداشته است و این موضوع را به عنوان یک تمثال وطنپرستی توصیف میکردند. حتی مرور گزارشهای پیشین رسانههای خارجی نیز نشان میدهد که سابقا از رضا پهلوی به عنوان شاهزاده سابق ایران عنوان شده و حتی به تابعیت او از شهروندی آمریکا نیز تاکید شده است.
به همین خاطر برخی کارشناسان معتقدند که موضعگیری رضا پهلوی در میان جنگ ایران و آمریکا و اظهار دلسوزی برای سربازان آسیبدیده ارتش تروریست آمریکا در همین راستا بوده و پهلوی باید به عنوان یک فعال سیاسی و مداخلهگر در این حوادث چنین مواضعی را علیه ایران و در راستای سیاستهای دشمن اتخاذ میکرده است، اگرچه روحیه ضدایرانی وی چنان است که اگر تابعیت آمریکا را هم نداشت، در خیانت به وطن، به طرفداری از رژیمهای تروریست آمریکا و اسرائیل اقدام میکرد.
رضا پهلوی از رؤیایی توهمآلود تا خیانت به مردم ایران
رضا پهلوی در زمان تجاوز دشمن به خاک ایران، بهجای همصدایی با مردم، کنار متجاوزان ایستاد و با توهماتی که به زبان آورد، خود را بیش از پیش به بازیچهای برای پروژههای ضدایرانی تبدیل کرد.
جوان آنلاین: در روزهایی که رژیم صهیونیستی و آمریکا خیال میکردند با تجاوز به خاک ایران میتوانند پشت نظام را از مردم خالی کنند و سناریوی خود را در کشور ما پیاده کنند، رضا پهلوی که ایرانیان نام خانوادگیاش را با فساد، وابستگی و استبداد به یاد میآورند، گمان برد میتواند در این هنگامه ماهی قدرت از آب گلآلود بگیرد.
به گزارش فارس، رضا پهلوی در طی این مدت با شدت و صراحت بیشتری خیال پردازی ها و رویاهای خود را بیان کرد، او که درگیر توهمات خیالی خود است، در یکی از موارد در گفتوگویی با یک شبکه فرانسوی، دوباره نقش همیشگیاش یعنی «تحلیلگر مطلوب دشمنان ملت ایران» را ایفا کرد.
در آن زمانی که ترامپ از تغییر رژیم سخن میگفت، پهلوی کوچک با ذوقزدگی از «فرصتی تاریخی» دم میزد؛ فرصتی که قرار بود نه برای ملت، بلکه برای جاهطلبی شخصیاش دستاوردی داشته باشد.
همراهی پهلوی با دشمن جنایتکار
اما نکته دردناک و غیرقابل اغماض اینجاست که رضا پهلوی درست در همان روزهایی کنار دشمن ایستاد که مردم بیگناه ایران، قربانی بمبها و حملات تروریستی مزدوران رژیم صهیونیستی و عوامل نفوذی آنها در داخل کشور میشدند.
زمانی که خاک ایران هدف تجاوز مستقیم قرار گرفت و صدای آژیر جنگ در آسمان کشور پیچید، او بهجای دفاع از میهن، در کنار دشمن ایستاد و با سکوت، تأیید و خوشخدمتی، در صف حمله به ایران قرار گرفت. گویی در قاموس این شاهزاده فراموششده، مفهوم «خاک وطن» مفهومی زائد و بیمعناست، مادامیکه به او وعده «پاداش» داده شود.
در ادامه نمایش، رضا پهلوی از «نشست وحدت ملی» سخن گفت؛ گردهماییای خیالی با حضور کسانی که به نظر می رسد همگی در فضای مجازی زندگی میکنند و صرفاً برای آن طراحی شدهاند که آقازادهای فراری را رهبر آینده ایران جا بزنند!
رضا پهلوی حتی پا را فراتر گذاشت و با لحنی که بیشتر به بازیگران تازهکار تئاتر شباهت داشت، اعلام کرد آماده است «رهبری گذار» را به دست بگیرد! او با چاشنی احساسات، از سوگندش برای خدمت به ملت گفت؛ سوگندی که تنها مصداق آن، برگزاری نشستهای رسانهای در لسآنجلس و پاریس، حمایت از تحریم ملت ایران، و نزدیکی با پروژههای اطلاعاتی کشورهای بیگانه است.
اما اوج خودشیفتگی و توهم این «شاهزاده رسانهای» جایی است که از نیروهای مسلحی که برای دفاع از خاک و ملت و نظام تا پای جان ایستاده و لحظهای در ادامه مسیر خود تردید ندارند میخواهد که دفاع از میهن و ملت خود را رها کنند و به او بپیوندند! از این مضحکتر هم اینجاست که کسی که نتوانسته یک گردهمایی واقعی با دهها نفر در داخل کشور برگزار کند، اکنون برای ۸۵ میلیون ایرانی و حاکمیت برآمده از اراده آنها نسخه میپیچد و خود را در جایگاه رهبری میبیند.
پهلوی و توهماتش
رضا پهلوی انقدر متوهم است که نمی داند مردم ایران نهتنها به پروژههای تجزیهطلبانه دشمنان پاسخ منفی دادند، بلکه با ایستادگی، وحدت، و مقاومت هوشمندانه در برابر تجاوز، محاسبات کاخ سفید و تلآویو را به هم ریختند.
پاسخهای موشکی، غافلگیرکننده و مقتدرانه جمهوری اسلامی، پیام روشنی به دشمنان داشت: نه تنها «ستون انقلاب» فرو نریخته، بلکه این انقلاب هنوز زنده است و فرزندانش در سختترین شرایط، با قدرت از آن دفاع میکنند.
رضا پهلوی اگر اندک ارتباطی با واقعیت داشت، میفهمید که «گذار دموکراتیک» با دیکتههای کاخ سفید ممکن نیست، که «شکوفایی اقتصادی» با تحریمهای طراحیشده توسط حامیان او نمیآید، و آنکس که چهار دهه در کنار دشمنان ایران ایستاده، نمیتواند ادعای رهبری ایرانیان را داشته باشد.
رضا پهلوی شخصیتی متوهم است با کارکردی خاص، کارکردش ایجاد توهم امید در اردوگاه ضدایرانی و مصرفشدن در سیاستهای رژیم صهیونیستی است و البته سرگرمکردن رسانههای بیرمق فارسیزبان.
رضا پهلوی در زمان تجاوز دشمن به خاک ایران، بهجای همصدایی با مردم، کنار متجاوزان ایستاد و با توهماتی که به زبان آورد، خود را بیش از پیش به بازیچهای برای پروژههای ضدایرانی تبدیل کرد
زندگی نامه شهید حسین امیرعبداللهیان
کتاب ساخته شده زندگی نامه شهید حسین امیرعبداللهیان لینکش وبلاگ گذاشته است لطفا بزنید دانلود بکنید
https://www.picofile.com/f/6KCf44HZMK/زندگی-نامه-شهیدامیرعبداللهیان.pdf
#کتاب
#پی_دی_اف
#زندگی_نامه_شهید_حسین_امیر_عبداللهیان